تبليغاتX
بهتر از آب روان - یلدا و حاجی
چیزی خوشایندتر از دیدن دوستان نیست.دوستانی پاکتر، زلالتر و بهتر از آب روان
یاد رفت نوشت (همراه با توبه اضافه):

ای وای، ای امان، ای فریاد و ای داد، یکی بیاید شفاعت ما را بکند بلکه از سر این تقصیر ما بگذرند. می پرسید چه شده؟ آخ، مگر نمی دانید؟ شب یلدا شب تولد "حاج پیروز" بود و ما فراموش کردیم. گناه از این بدتر. خدا از همه ما و کوتاهی هایمان درگذرد.

حالا درست است که نتوانستید به هنگام تبریک بگویید، باشد حداقل با ارسال هدیه ای در خور شاءن ایشان جبران کنید لطفا. ضمنا شماره حساب 000/0 بانک تاجرات آماده پذیرش هدایای نقدی هممیهنان پیروز دوست است. همینک یاری سبزتان آباد باد به مهر و از این حرفا.



ما اصولاً طرفدار رعایت اصولی "حق کپی رایت" هستیم، لذا و در همین راستا شعر زیر را که شاعرش را اساسا نمی شناسیم برایتان نقل می کنیم تا در این شب یلدایی(البته شما که فردا این را مطالعه می فرمایید، قاعدتا می شود روز یلدایی) خاطر مبارکتان شاد شود به نیکو وجهی. لذا شما هم به طرفداری از "طرفداران رعایت اصولی حق کپی رایت" از ذکر بدون اجازه این شعر خودداری فرموده و در همین راستا از شوهر عمه گرامی ما (با واریز وجه ناقابل این قصیده به حساب مشترک بنده و ایشان) کسب اجازه فرموده  که اصل این شعر را ایشان برای اولین بار از یک شاعر مجهول الهویة و المکان و معلوم الحال تک زده اند و همین چند دقیقه پیش برای ما نقل فرمودند. البته نمی دانم که در همچنان شبی باید گفت "یلدا قبول" یا "یلدا خوش" یا "یلدا مبارک" هرچه هست ما به شما نیابت می دهیم از طرف خودمان به خودتان همان را بگویید.

 

حاجی رجب از مکه چو برگشت به میهن

آورده   دوصد   گونه  ره آورد  به    خانه

 

اشیاء  گرانقیمت  و   اشیاء نفیسی

کز حسن و ظرافت همه را بود نشانه

 

از رادیو و ساعت و یخچال و فریزر

تا  ادکلن  و حوله و آیینه  و شانه

 

از پرده ابریشم و رو تختی مخمل

تا  جامه  مردانه  و  ملبوس زنانه

 

در جعبهء محکم همه را بسته و چیده

تا    لطمه   نبینند   از   آفات    زمانه

 

دیدم   که  بر  آن  جعبه  نوشته  است  ظریفی

"مقصود   تویی   کعبه   و   بتخانه   بهانه"

 

 

پ ن 1:از اینکه این شعر به شب یلدا ارتباطی نداشت ناراحت و نگران نباشید ایراد از فرستنده است به مانیتور خود دست نزنید.

پ ن 2: پیروز پول پارو می کند، همچنان. لذا فرصت اینکه احوالی از شما دوستان بپرسد ندارد، اما حالش همچنان خوش است با آن پای شکسته. از سایر نویسندگان دوگانه اینجا هم خبری نیست که نیست. فعلا زمام امور دست ماست [که بر ماست] می بخشید ولی این چند صباح حکومت ما را تحمل بفرمایید، عنقریب به زوال خواهد گرایید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 دی1387ساعت 2:8  توسط سعید  |