تبليغاتX
بهتر از آب روان - نا مه اي سر گشاده از كوچكترين عضو گروه به رياست محترم علي
چیزی خوشایندتر از دیدن دوستان نیست.دوستانی پاکتر، زلالتر و بهتر از آب روان

 

شايد كم لطفي بود بعد از آن همه نوشتهاي بسيار زيبا من در جواب چيزي ننويسم ولي چرا اين قدر دير چرا؟

من مثل شما بلد نيستم به آن زبان خاص بنويسم تر جيح دادم روان و ساده بنويسم كه همه به راحتي درك كنند ......................................؟؟؟؟

هميشه وقتي اسم و فاميل شما در ذهنم تداعي مي شود ياد آن كت خردلي رنگتان مي افتم ....اولين باري كه بين فاز 1 و2 دانشگاه شما را ديدم از ترس داشتم سكته مي كردم

آخه اين همه اخم و بد اخلاق بودن چه معنايي داشت يعني مي خواستيد جذبه معروف بودن و رئيس بودن خود رابه رخ ما تازه واردها بكشيد يا؟؟واقعا اين مدلي هستيد جواب بديد؟؟؟؟

من خواسته يا نا خواسته به گروهي علمي و فر هنگي معرفي شده بودم كه خيلي دوست داشتم بدانم اين همه محبوبيت و اين همه جارو جنجال براي چيست و از آن چه كساني است؟

تصميم گرفتم با آنكه در آن زمان رياست از آن شما بود و من همچنان تر س از شما در وجودم بود ولي آمدم و شروع كردم ولي سعي مي كردم با شما رابطه پرنگي نداشته باشم هر جا

شما هستيد من نباشم و هر چي شما طرفدار آن ميشويد من بر خلاف آن باشم آنقدر با بقيه جور بوديد كه نظر كسان تازه واردي مثل من رو حتي گوش نمي كرديد و هميشه فقط با قديمي ها

بوديد در كل من در آن گروه هيچگاه ديده نمي شدم حداقل تا وقتي كه بقيه بودند من نبودم ولي هيچ كس نميدانست من با چه ذوقي از دانشگاه با خستگي هر چه تمام تر از كلاسهاي روزانه به سمت

دكه روزنامه فروشي ميرفتم و تا پا سي از شب به خواندن و بردن جرايد مشغول بودم و هم درس مي خواندم ولي همه اينها از چشمان شما و خيلي از دوستان پنهان ماند و ناديده گر فته شد

حتي همين آقا سعيد روز آخري كه در دانشگاه بود از هريك از بچه هاي گروه تعبيري نوشت و تنها تعبير ايشان از من عروسك(وسيله سرگرمي كودكان ) بود چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من اآن روزها خنديدم من هميشه مي خنديدم ولي الان ديگه نمي خندم احساس ميكنم اگر آن زمان هم نمي خنديدم شايد بيشتر به چشم مي آمدم ؟؟؟؟؟؟؟

علي آقا ديگه واسه اين همه تعريف و تمجيد از من كمي ديره نه؟؟؟

اين چرا سالهاستتتتتتتت در ذهن من است چرا هيچگاه من نظري ندادم كه بقيه مطيع آن باشند چرا هميشه شنونده بودم چرا چرا چرا؟

 

علي آقا من جواب تك تك اين چراهارو مي خوام بدونم

دلم ميخواد بدوني كه من سرد و بي احساس نبودم از اول تو گروه ولي شدم ...................

كاش من اين حرفارو همون موقع جرات مي كردم و ميگفتم ولي شما اونقدر كم لطقف بودي كه هيچگاه مجال ابراز وجود براي من پيش نيامد افسوسسسسسس

 

من همينجا ازت تشكر ميكنم كه باني خير شدي و من رو به اون سفر ملكوتي فرستادي واين دليل نميشه كه جواب تمام چراهاي من رو ندي

منتظرم

منتظرم

+ نوشته شده در  شنبه 18 آبان1387ساعت 20:16  توسط مرجان  |